تبلیغات
گروه دانشجویی ازدواج پردیس شهید مقصودی همدان - ضرورت، اهمیت و کارکردهای ازدواج از نگاه دین

منوی اصلی

منو سایت
موضوعات

آرشیو مطالب

آذر 1394
آبان 1394
مهر 1394
شهریور 1394
مرداد 1394
تیر 1394
خرداد 1394
اردیبهشت 1394

لینکستان

اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " گروه دانشجویی ازدواج پردیس شهید مقصودی همدان - ضرورت، اهمیت و کارکردهای ازدواج از نگاه دین " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.



تصاویر

  • درس‌های زندگی زناشویی حضرت علی (ع) و فاطمه (س)
  • بایدها و نبایدهای ازدواج در آیین اسلام
اسلاید 11 اسلاید 22

ضرورت، اهمیت و کارکردهای ازدواج از نگاه دین




برخی کارکردهای ازدواج از نگاه دین عبارتند از- بقای نسل- آرامش و سکون- احساس مسئولیت- استقلال و خودباوری- زیاد شدن روزی- ازدواج کامل¬کننده دین

ازدواج یکی از رویدادهای مهم زندگی است و از نظر اجتماعی به عنوان پیوندی با ثبات و هدفمند میان زن و مرد شناخته می‌شود. هرچند ازدواج به عنوان یک عمل ارادی تابع خواست، تمایلات و دیدگاه¬های فردی است اما زندگی اجتماعی انسان و روابط پیچیدة او با پیرامونش، ازدواج را در ارتباطی متقابل با متغیرهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و حتی سیاسی قرار می‌دهد.



بقیه در ادامه مطلب...






ازدواج علاوه بر پاسخگویی به نیازهای جنسی و عاطفی فرد، نیازهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی او را نیز تنظیم می‌نماید و به عنوان هنجاری پذیرفته شده در همه کشورهای دنیا به حساب می‌آید. زمان و میزان احساس نیاز به همدم و ازدواج در بین افراد، متفاوت و از شدت و ضعف¬های نامساوی برخوردار است. برخی از افراد در سنین نوجوانی این نیاز را احساس نموده و مبادرت به ازدواج می‌کنند برخی دیگر در سنین جوانی و تعدادی نیز پس از سپری کردن دوران جوانی مبادرت به ازدواج می‌کنند؛ البته باید اشاره نمود که در جوامع سنتی، قبل از اینکه هر یک از این نیازها خودنمایی کند والدین یا اطرافیان برای فرزندان خود همسر انتخاب می¬کنند.
اگر به تعویق افتادن سن ازدواج، به افزایش سرمایه‌های انسانی فرد منجر گردد و فرد با دیدی بازتر و اندیشمندانه‌تر همسر خود را انتخاب نماید می‌توان گفت که این تأخیر نقش مثبتی در زندگی فرد خواهد داشت. ولی در بسیاری از مواقع افزایش بیش از حد سن ازدواج باعث سرخوردگی‌های عاطفی و روانی در فرد می‌شود که حتی افزایش توانمندی‌های فرد هم نمی‌تواند این سرخوردگی‌ها را درمان نماید. به طور کلی می‌توان گفت که ازدواج می‌باید در سن مناسب انجام شود، نه آنقدر زود که صرفاً مبتنی بر غرایز جنسی یا اجبارهای اقتصادی باشد و نه آن¬قدر دیر که منجر به بروز اختلالات روانی- اجتماعی یا حتی آسیب‌های اجتماعی گردد.

ضرورت
ازدواج به عنوان مقوله‌ای اجتماعی به رغم ثبات زیادی که همواره بر نفس آن حاکم بوده، بسیار تحت تأثیر شرایط جامعة جدید قرار گرفته است. هر چند تحولات در ازدواج جوانان امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است، اما آنچه ازدواج در روزگار ما را از گذشته متفاوت ساخته، گستردگی دامنة تحولات در ازدواج است که اثر دگرگونی در بنیان¬ها و ساختارهای اجتماعی امروز، اتفاق افتاده است. تردیدی وجود ندارد که ساختارهای اجتماعی جدید، شرایط و ضرورت¬های جدید را برای ازدواج رقم زده و موجب بروز تمایزات آشکاری میان شیوه‌ها و ساختارهای ازدواج در جامعه سنتی و جدید شده است. مهم¬ترین پیامد تحولات یاد شده تأخیر در سن ازدواج جوانان - دختر و پسر- و همچنین وقوع ازدواج¬های ناموفقی است که نهایتاً به طلاق و جدایی می‌انجامد. با تعویق در وقوع ازدواج، یکی از نیازهای فطری نسل جوان بی‌پاسخ می‌ماند و تبعات ناخوشایند فردی و اجتماعی بسیاری را به دنبال می‌آورد. پیدایش یأس و ناامیدی و بالاخره افسردگی، بروز خلاء عاطفی و احساس تنهایی و همچنین گسترش فساد و فحشا از جمله تبعات نامطلوب تعویق در وقوع ازدواج است که در حال حاضر به یک هشدار جدی اجتماعی تبدیل شده است. به نظر می‌رسد پیش از آن که این هشدار به بحرانی غیر قابل حل تبدیل شود، می‌باید برای حل و رفع آن دست به برنامه‌ریزی بزنیم.

اهمیت و فواید ازدواج
ازدواج، موجب مسئولیت¬پذیری انسان نسبت به خود و دیگران است و نقش اساسی در سالم‌سازی فرد و اجتماع دارد. ریشة بسیاری از مفاسد و ناهنجاری‌های اخلاقی بی¬همسری و نادیده گرفتن این سنت الهی است.
نابسامانی‌های اجتماعی و آمارهای تکان¬دهندة بسیاری از جرایم و جنایات در جوامع غربی از تزلزل بنیاد خانواده و ترک ازدواج نشأت می‌گیرد.
جامعه‌ای که دختران و پسران و زنان و مردان آن در آرامش و امنیت و سلامت کامل زندگی می‌کنند و نیازهای روحی، فکری و جنسی، آنان را نمی‌آزارد، تمامی انرژی و استعدادهایشان مصروف کار مفید و پیشرفت می‌گردد. به عبارت روشن‌تر، در جامعه‌ای که دختران و پسران نیازمند به ازدواج، در سلامت کامل و به خوبی و سهولت بتوانند همسر خود را بیابند و در کنار او آرام بگیرند، بسیاری از بزهکاری‌ها از بین می‌رود، فحشا و انحرافات اخلاقی و جنسی کاهش می‌یابد و شرابخواری و هرزگی و قمار و استفاده از مواد مخدر و مانند آن، اینها کم می-شود.
خلاصه می‌توان گفت:
1. ازدواج باعث می‌شود نیاز به عشق و محبت و احترام و امنیت در زوجین ارضاء شود.
2. با ازدواج می‌توان به امنیت مالی بیشتری رسید.
3. ازدواج سلامت جسمانی فرد را افزایش می‌دهد. در این زمینه آمارها نشان می‌دهد که افسردگی، اعتیاد، سرطان، سکته و خودکشی در افراد مجرد بیشتر است.
4. ازدواج موجب افزایش ارتباطات اجتماعی می‌شود، زیرا افراد متأهل راحت‌تر در تفریحات و مجامع خانوادگی و دوستانه حضور می‌یابند.
5. ازدواج باعث می‌شود که فرد از یک سری حقوق قانونی و اجتماعی که به علت تجرد محروم مانده است برخوردار گردد.
6. ازدواج باعث می‌شود که نیازهای فیزیولوژیک به ویژه جنسی در کانال صحیح خود تأمین شود.
البته فواید ازدواج تنها فردی نیست بلکه جامعه نیز از سه جهت کلی علاقمند به تشکیل کانون خانواده است و از این سه جهت سود فراوان عاید تمام افراد جامعه می‌شود:
1. ایجاد زندگی مشترک برای زن و مرد که سبب افزایش بازدهی و تأثیر فعالیت¬‌های اجتماعی آنان می¬شود.
2. تأمین زمینه مناسب برای ارضای غریزة جنسی و پیشگیری از فعالیت¬‌های متنوع عشقی.
3. تأمین کانون امنیت و آرامش خانواده برای تربیت فرزندان.

ازدواج سنت پیامبر اسلام(ص):
از آن‌جایی که ازدواج سرآغاز خیلی از خوبی‌ها است و عزوبت منشا خیلی از بدی‌ها است از این¬رو از نگاه رسول گرامی اسلام(ص) ازدواج جایگاه مهم و خطیری داشته و جزو سنت ایشان تلقی می‌گردد.
چنان‌که رسول خدا(ص) در این زمینه می‌فرماید: «النکاح سنتی، فمن لم یعمل بسنتی فلیس منی»  «ازدواج سنت من است هر که به سنت من رفتار نکند از من نیست.¬¬» باز ایشان فرموده¬اند: «النکاح سنتی فمن احب فطرتی فلیستن بسنتی»، «ازدواج سنت من است هر که آیین مرا دوست دارد، باید به سنت من عمل کند.»
در فرهنگ دینی و اجتماعی ما تأکید اساسی اولاً بر ضرورت و لزوم ازدواج پسران و دختران جوان است و ثانیاً ارتباط نزدیک با جنس مخالف فقط در صورت ازدواج مجاز شمرده می¬شود.
دین مقدس اسلام بیشترین سفارش را در مورد ازدواج به عمل آورده. به گونه‌ای که تکمیل دین را منوط به ازدواج نموده است. رسول اکرم(ص) فرمودند: هر کس ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده است. پس باید که در نیمة دیگر شرط تقوا رعایت کند.

کارکرد ازدواج از نگاه دین:
- بقای نسل
- آرامش و سکون
- احساس مسئولیت
- استقلال و خودباوری
- زیاد شدن روزی
- ازدواج کامل¬کننده دین

شاخصه‌های ازدواج سالم:
1ـ دین¬داری: از جمله شاخصه‌های مهمی که ازدواج سالم و موفق را به همراه دارد، تدین و دین‌داری زن و مرد است.
2ـ هم¬کفو بودن زن و شوهر: از جمله شاخصه‌هایی که سبب سلامت ازدواج می‌شود هم¬شأنی و هم¬کفوی میان زن و شوهر است بی‌شک موفقیت ازدواج در دراز مدت با معیار فوق رقم خواهد خورد.
3ـ عفت و پاکدامنی: معیار بارز و مهم در ازدواج سالم آن معیارهایی هستند که در موفقیت ازدواج نقش مهم و خطیری دارند، عفت و پاکدامنی از جمله آن‌ها است.
4ـ آسان‌گیری ازدواج: آسان‌گیری و تسهیل در امر ازدواج نقش مهمی در سالم‌سازی ازدواج و موفق بودن آن دارد، فرهنگ آسان‌گیری ازدواج که یک فرهنگ میمون و مبارک است زمینه‌های ازدواج و تسریع در امر ازدواج را به همراه دارد.
5ـ رعایت حقوق یکدیگر: زن و مرد وقتی که تن به ازدواج می‌دهند و زندگی مشترکی را تجربه می‌کنند هر کدام دارای تکالیف و حقوقی هستند که رعایت حقوق و انجام مسئولیت‌ها، عوامل مهمی برای سلامت‌سازی ازدواج و موفق جلوه دادن آن است.
6-آراستگی و نظافت: انسان‌ها بر اساس خواسته‌های فطری که از آن به خواسته درونی و وجدانی تعبیر می‌کنند، زیبایی‌ها و تمیزی¬ها را دوست دارند. یعنی میان چیزهای زیبا و غیرزیبا همیشه انسان‌ها به دنبال زیبا رفته و آن را طلب می‌کنند، ‌از این¬رو جهت تحکم زندگی خانوادگی لازم است زن و شوهر علاوه بر حُسن خدادادی به آراستگی و نظیف جلوه دادن خود نسبت به یکدیگر همت گمارند تا عشق و علاقه آن‌ها به یکدیگر بیشتر شده تا زندگی در مسیر صفا و صمیمیت قرار گیرد.
7- عشق‌ورزی زن و شوهر: پایه و اساس زندگی بر محور عشق‌ورزی زن و شوهر نسبت به یکدیگر تنظیم می‌شود هر چه عشق و علاقه زن و شوهر نسبت به یکدیگر بیشتر باشد پایه‌های زندگی‌شان مستحکم خواهد بود.
8ـ تعاون و همکاری: وقتی که زن و شوهر بدانند که زندگی‌ای که تشکیل داده‌اند متعلق به هر دوی آن‌هاست و هر دو باید نسبت به آن دغدغه داشته باشند برای استحکام و ساماندهی چنین زندگی‌ای با هم مشارکت و معاونت می‌کنند، وقتی که شروع زندگی بر اساس تعاون باشد و نیز در فرآیند زندگی کارها میان زن و شوهر بر اساس عدالت و جنسیت تقسیم شده و هر کدام بر اساس مسئولیت کارهای خود را به نحو احسن انجام داده ونیز به یکدیگر مساعدت و کمک برسانند، روح تعاون و همکاری بر این خانواده حاکم شده و کانون چنین خانواده‌ای گرم و بانشاط خواهد بود.
9ـ دوری از تجملات در مراسم ازدواج: یکی از چیزهایی که معمولا جوانان را از ازدواج کردن فراری می‌دهد. هزینه‌های سرسام‌آور ازدواج است، به طور طبیعی برای ازدواج و مراسم آن لازم است خرج‌های معمولی صورت پذیرد و این چنین هزینه‌هایی که معقول و منطقی است مورد قبول همه است و در اسلام نیز به این نکته توجه شده و آن را امر پسندیده و مستحب دانسته است ولی آن‌چه سبب می‌شود تا جوانان تن به ازدواج ندهند و تنها زیستی را ترجیح بدهند بر زندگی مشترک، هزینه‌های سنگین و تجملاتی ازدواج است که بعضاً بر اساس آداب و رسوم غلط، دامنگیر جامعه شده و به منزله یک فرهنگ در آمده است.
10ـ ازدواج در سنین جوانی: انسان دارای مقاطع مختلف سنی است، در میان مقاطع مختلف سنی جوانی بهترین موقعیت برای ازدواج و شروع زندگی اشتراکی برای انسان محسوب می‌شود، جوانی دارای ویژگی‌هایی است که وقتی انسان از سن جوانی می‌گذرد آن ویژگی‌ها کمتر در انسان دیده می‌شود از جمله آن‌ها می توان انعطاف‌پذیری و سازگاری با روحیات مختلف را نام برد که برای ازدواج و زندگی اشتراکی بسیار مهم و برای سلامت ازدواج و موفقیت ان تأثیرگذار است.
11- تکریم و جایگاه زن وشوهر در زندگی: انسان بر اساس حس درونی که از آن به حس فطری تعبیر می‌کنند، علاقه به تکریم خویشتن و حفظ شخصیت خود دارد و همیشه دوست دارد دیگران شخصیت او را حفظ کرده و مورد احترام قرار دهند و از تحقیر و کوچک شمردن متنفر و گریزان است از این¬رو کسانی که در راستای خوسته‌های فطری به او احترام و شخصیتش را حفظ می‌کنند علاقه و محبت نشان می‌دهد و بالعکس کسانی که بر خلاف مسیر خواسته‌های فطریش گام بر‌می‌دارند و با چشم حقارت به او می‌نگرند ونسبت به او کینه و دشمنی می‌ورزد.
12- پایین آوردن سطح توقعات: امکانات مالی و درآمد همه افراد یکسان نیست. همه افراد نمی‌توانند در یک سطح زندگی کنند. هر خانواده‌ای باید بر اساس دخل و خرج روزانه، زندگی خودشان را تنظیم نماید.
13- شناخت زن و شوهر نسبت به یکدیگر: از جمله مسایل مهمی که لازم است قبل از ازدواج رخ دهد شناخت زن و شوهر نسبت به یکدیگر است هر چه شناخت بیشتر باشد تفاهم و اشتراکات زندگی بیشتر خواهد بود. شناخت زن و شوهر یک بار شناخت ظاهری و شکلی است و بار دیگر شناخت باطنی و روحی است، پس در مقوله شناخت، هر دو نوع شناخت باید کامل گردد و تا زندگی خوب و مناسبی فراروی عروس و داماد قرار گیرد.
14- آزادی مرد و زن در همسرگزینی: یکی از مسأله مهم در موضوع ازدواج که اسلام نیز آن را تأیید می‌کند آزادی و اختیار زن و شوهر در همسرگزینی است.
15- اعتماد زن و شوهر نسبت به یکدیگر: پایه و اساس هر زندگی بر محور اعتماد شکل می‌گیرد زن و شوهر زمانی می‌توانند توقع یک زندگی خوب و ایده‌آل را داشته باشند که روابط میان آن‌ها بر اساس اعتماد و اطمینان تنظیم شده باشد هر چه در زندگی و روابط زناشویی رنگ اعتماد پررنگ‌تر باشد به نسبت گرمی زندگی و صمیمیت آن بیشتر خواهد بود. در مقابل اعتماد و اطمینان، سوءظن و بدگمانی قرار دارد،‌ اگر در خانواده‌ای اعتماد و اطمینان جای خود را به سوءظن و بدگمانی بدهد، سرانجامِ تاریک و ظلمانی در انتظار آن خانواده خواهد بود.
16- صداقت و درست¬کاری در زندگی: یکی از عوامل خوشبختی میان زن و شوهر درست‌کاری و صداقت می‌باشد اگر کانون خانوادگی بر محور صداقت و راستی بوده و روابط زن و شوهر و اعضاء خانواده بر اساس درستکاری تنظیم شود سرانجام چنین زندگی جز اعتماد متقابل و صفا و صمیمیت نخواهد بود.
17- هدف داشتن در زندگی: دوران جوانی دوران مهم و سرنوشت‌ساز است. در این دوران یکی از مهم‌ترین مسأله‌ای (ازدواج) که آینده جوان را تعیین می‌کند رقم می‌خورد در این برهه، جوانی موفق است که اولا آینده‌نگر باشد ثانیاً در آینده‌نگری هدف داشته باشد ثالثاً برای رسیدن به آینده مطلوب از ابزار کار آمد و راه‌کارهای مناسب استفاده نماید.

موانع ازدواج آسان:
در این قسمت به فهرستی از اهم این مسایل و موانع اشاره می‌کنیم:

موانع فرهنگی و اجتماعی ازدواج:
- پیدا نکردن فرد مناسب: بنابراین چه خانواده‌ها و چه خود دختر و پسر همیشه منتظر یک مورد و یک موقعیت عالی برای ازدواج هستند؛ یا این¬که می‌خواهند طبق ساخته‌های ذهنی خود با یک فرد فوق‌العاده ازدواج کنند و یا گمان می‌کنند که شریک زندگی آنها باید از هر نظر همسان، هم‌رأی و هم¬عقیده؛ آنها باشد و هیچ¬گونه اختلاف سلیقه¬ای هم با هم نداشته و از همه جهات در یک مرتبه باشند.
یکی از دانشمندان جملة جالبی در این¬باره دارد، او می‌گوید: «بزرگترین مانع خوشبختی این است که ما همیشه منتظر یک خوشبختی فوق‌العاده باشیم» (ساروخانی، 1370).
- عدم انتخاب همسر از سوی دختران: در این زمینه با توجه به مضیقه ازدواج دختران، فرهنگ¬سازی در خصوص داشتن حق انتخاب همسر از سوی دختران ضروری به نظر می¬رسد (صادقی، 1383).
- سنت¬های غلط‌ و رایج: برخی از موانع ازدواج آسان ریشه در سنت¬ها و عرف ازدواج دارد. از جمله: وجود خواهر بزرگتری که هنوز ازدواج نکرده (یا برادر بزرگتر)، تجملی شدن مراسم ازدواج به واسطه آداب بیهوده، تأکید بر ازدواج درون قومی و... .
- لازم دانستن شغل و مسکن مناسب: که در حال حاضر اغلب به عنوان شرط لازم براى انجام ازدواج شمرده مى¬شود و این شرط اگر باعث منتفى شدن ازدواج نشود لااقل آن را سال¬ها به تأخیر مى¬اندازد.
- رسوم پرخرج و لازم دانستن زندگى تجملاتى و پرزرق و برق که گاهى توسط سریال¬ها یا فیلم¬هاى سینمایی تشدید مى¬شود: گاهى رسم¬هاى پرخرج از قبیل خرید طلا، لباس، مهریه سنگین، جهیزیه گران و مراسم¬هاى چندگانه از یک سو و ابهام در میزان مخارج ضرورى از سوى دیگر طرفین را وامى¬دارد تا چند برابر مقدار لازم هزینه کنند.
- عدم اهتمام لازم از سوى خانواده¬ها نسبت به ازدواج فرزندانشان: تصور عمومى بر این است که خانواده¬ها فقط به خاطر مشکلات مالى براى ازدواج فرزندان اقدام نمى¬کنند در حالى که بسیارى از آنها خرج¬هاى فراوانى در موارد غیرضرورى انجام مى¬دهند مانند تغییر دکوراسیون منزل، تعویض وسایل و توسعه آن، سفرهاى زیارتى و خارج از کشور، خرید ماشین، تحصیل فرزند در مدارس غیرانتفاعى و دانشگاه آزاد، گرفتن معلم خصوصى، عمل جراحى به جهت زیبایى و...، در حالى که در همین زمان نه تنها براى ازدواج فرزندان اقدام نمى-کنند بلکه جهت تهیه مقدمات آن نیز تلاش نمى¬کنند.
- عدم توافق پدر و مادر و سخت¬گیری¬ها و بهانه¬جویی¬های آنها در خصوص ازدواج فرزندانشان: بعضی از پدر و مادران به میزان تحصیلات، شغل، وضع مالی، خانواده، قیافه، خویشان و... خواستگار ایراد می¬گیرند به دنبال یافتن داماد ایده¬آلی هستند که کمتر پیدا می¬شود و تدریجاً بر سن دخترشان افزوده می¬شود. از سوی دیگر این خانواده¬ها دایم بیم آن دارند که فرزندشان از سن معمول ازدواج بالاتر رود و کمتر از او خواستگاری شود. گروهی از والدین هم نسبت به ازدواج فرزندانشان واکنش نشان نمی¬دهند. آنان کوچکترین توجهی به نیاز جنسی فرزندان خود نمی¬کنند و نیازمندی آنان را به زناشویی نادیده می¬گیرند.
- زود دانستن ازدواج براى جوانان: بسیارى از خانواده¬ها بر این باورند که سن تازه جوانان براى ازدواج کم است از این رو هر چند از نظر مالى مشکلى در آماده کردن شرایط ازدواج فرزندشان نداشته باشند باز هم به ازدواج او اقدام نمى¬کنند.
- عدم اظهار نیاز به ازدواج توسط جوانان: بسیارى از جوانان حتى آنها که در معرض انحرافات قرار مى¬گیرند به دلیل خجالت و یا ترس از متهم شدن به ناپاکى از اظهار نیاز به ازدواج امتناع مى¬ورزند و طبیعى است که در این صورت والدین تصور مى¬کنند آنها نیاز ندارند و براى ازدواجشان اقدام نمى¬کنند.
- ضعف انگیزه و یا عدم انگیزه براى ازدواج: متأسفانه یکى از موانع مهم ازدواج، ضعف یا از بین رفتن انگیزه ازدواج در جوانان است که علل مختلفى دارد؛ چون آلوده شدن به انحرافات جنسى که دسترسى به آنها آسان¬تر از ازدواج است، انعکاس شکست¬هاى دیگران در رسانه¬ها، اعتقاد برخى پسران به کمبود دختران پاک، دیدن طلاق و کشمکش¬هاى خانوادگى بین اطرافیان، بالا رفتن سن و عدم توجه یا جهل جوان نسبت به ثمرات ازدواج.
- ترس از ازدواج: عده¬اى از جوانان که انگیزه براى ازدواج دارند از اقدام به ازدواج مى¬ترسند. بعضى از علت¬هاى ترس آنان عبارتند از: وجود هزینه¬هاى سنگین و تجملاتى و مشکلات مالى در زندگى، انتظارهاى نابجا در زمان ازدواج و بعد از آن، احتمال انتخاب نادرست، امکان عدم تفاهم اخلاقى با همسر و تصور عدم توانایى در پذیرش مسئولیت خانواده و...
- اهمیت بیش از حد به تحصیل: که متأسفانه بعد از فارغ¬التحصیل شدن به دلایلى همچون نبودن فرد هم¬شأن از نظر تحصیلات، یا بالا رفتن سن و... دیر ازدواج مى¬کنند و یا اصلاً موفق به ازدواج نمى¬شوند.
- مشکل¬پسندی: چه بسیارند دخترانی که در سنین متعارف و مناسب ازدواج (مثلاً 17 تا 25 سالگی) خواستگارهای شایسته¬ای داشته¬اند ولی به دلیل مشکل¬پسندی به آنها جواب رد داده¬اند و سپس از سن معمول ازدواج فراتر رفته است. بررسی¬ها نشان داده افرادی که در ازدواج بیشتر سخت¬گیری می¬کنند، در صورت ازدواج نیز گاه این مشغله ذهنی آنها را آزار می¬دهد که آیا این همان فردی است که می¬خواستم، آیا شایستگی من بیشتر از این نبود...
- آزادی¬های غلط و گریز از مسئولیت: گروهی از مردان جوان معتقدند که ازدواج انسان را مقید و محدود می¬سازد و تصور نمی¬کنند که ازدواج نوعی رفاه، آرامش و آسایش به همراه دارد. این گروه از جوانان باید بدانند که ازدواج صحیح باعث رشد و تکامل انسان و بی¬قیدی و بی¬هدفی باعث شکست و تباهی انسان می¬شود.
- تقدس بی¬جا و تعصب غلط
- مشکل در انتخاب همسر به دلیل عدم وجود معیار مشخصی برای انتخاب همسر در جوان: دختر و پسر معیار مشخصی برای ازدواج ندارند و نمی¬دانند که همسر آینده آنها باید چه صفات و خصوصیاتی داشته باشد.
- در جریان نوسازی، خانواده محوری به فرد محوری تبدیل می¬شود: این مسأله در واقع عواملی چون تشکیل خانواده در سنین بالاتر را تشویق می¬کند‌. در جریان نوسازی بسیاری از کارکردهای قدیمی خانواده به سازمان¬ها و نهادهای دیگر واگذار می¬شود.  فردگرایی بدین معنی است که بخش عمده¬ای از تصمیمات مربوط به زندگی افراد مانند تصمیم¬گیری در مورد تشکیل خانواده و ازدواج توسط خود فرد اتخاذ می¬شود و همین باعث ازدواج در سنین بالا می‌شود (محمودیان، 1383). در این راستا یکی از فعالیت¬های قابل انجام راه¬اندازی مراکز مشاوره ازدواج و تحکیم خانواده است که با توجه به نیازهای جامعه امروزی می¬تواند تعریف و به¬کار گرفته شود.
- مضیقه ازدواج و دسترسی به زوج مناسب: در اثر پدیده¬ای به نام عدم تعادل و توازن نسبت¬های جنسی به هنگام ازدواج و یا به عبارتی عدم تناسب جنسی در عرصه دستیابی به فرصت ازدواج می¬باشد (صادقی و همکاران، 1386).
- طبق قانون جاری کشور هر پسری باید در 18 سالگی و یا پس از اتمام دوران تحصیل (حال در هر مقطعی که باشد) به خدمت سربازی برود: در این زمان چون باید مقررات نظام وظیفه را رعایت کند، نمی¬تواند مخارج خانواده¬اش را تأمین کند و این خود مانع مهمی برای تشکیل خانواده جوانان به شمار می¬رود.
- به تأخیر افتادن استقلال اجتماعی و اقتصادی جوانان
- کاهش نقش مسئولیت¬پذیری خانواده¬ها در امور جوانان از جمله ازدواج
- تضعیف نقش و کارکرد حمایتی نهادهای سنتی از جوانان و عدم جایگزینی نظام حمایتی مناسب
- ضعف مهارت¬های ارتباطی و اجتماعی (مهارت¬های زندگی) جوانان و پایین بودن آگاهی¬های مربوط به ازدواج در میان آنها

موانع اقتصادی ازدواج:
- سنگینی مهریه: در شرایط فعلی جامعه، افزایش آمارهای طلاق دختران و خانواده آنها را به شدت بیمناک کرده است و به همین جهت مهریه را تضمینی در برابر این شرایط می¬دانند. به طور کلی نسیه بودن مهریه (به زبان عامه کی داده و کی گرفته) چشم و هم¬چشمی و گسترش مادی¬گرایی در افزایش مهریه تأثیر زیادی داشته و آن هم به نوبه خود مانع ازدواج جوانان می¬شود.
- تهیه جهیزیه: سنگینی جهیزیه و مخارج زیاد جشن ازدواج اشکال دیگری است که دایره همسرگزینی را فشرده می¬کند. جهیزیه متضمن پرداخت¬ها توسط خانواده عروس می¬باشد. از این¬رو تهیه آن به عنوان یک مسأله در ازدواج مطرح است.
- جشن‌های سنگین و پرخرج عروسی: در حالی که برخی معتقد به برگزاری ساده و بدون تشریفات عروسی هستند، گروهی نیز بر تأمین شکوه و هر چه درخشان‌تر برگزار نمودن آن، صرفاً به این علت که انسان یک بار در عمرش عروسی می‌کند، اصرار می‌ورزند. البته تنها گروه بسیار کمی بر این باورند که هیچ ضرورتی برای جشن آن‌چنانی نیست.
- مشکل تهیه مسکن: امروزه تغییر نظام خانوادگی به سمت هسته¬ای شدن و شرایط جدید اقتصادی- اجتماعی ایجاب می¬کند که نسل جدید بعد از ازدواج زندگی مستقل و جداگانه¬ای تشکیل دهند، این نگرش از یک سو و شرایط خاص اقتصادی از سوی دیگر جوانان را در مسیر ازدواج با معضلی تحت عنوان تهیه مسکن مواجه کرده است.
- بحران اشتغال و بیکاری

محبت و دوستی میان زن و شوهر
از جمله وظایف متقابل زن و شوهر،‌ دوستی و محبت آن‌ها به یکدیگر است هر چه محبت و دوستی میان آن‌ها بیشتر باشد کانون خانوادگی آن‌ها گرم‌تر می‌شود.
در این باره رسول گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «کُلَّما اِذا العبد ایماناً ازداد حُبّاً للنساء»  «هر چه ایمان انسان افزون‌تر باشد، به همسرش بیشتر محبت می‌کند.»
در روایت دیگر از امام صادق(ع) چنین آمده است: «هر کس ما را بیشتر دوست دارد، به همسرش بیشتر عشق می‌ورزد.¬»  

اهداف و انگیزه¬های ازدواج:
در جوامع گوناگون، اهداف و انگیزه¬های متعددی در امر ازدواج و تشکیل خانواده وجود داشته است. در جوامع اولیه، علت اقتصادی را مهم-ترین عامل تلقی می¬کردند. علاوه بر نیاز اقتصادی، عوامل دیگری مانند زاد و ولد و تمایل به داشتن فرزند، ارضای غریزه جنسی، رفع نیازهای عاطفی و رهایی از تنهایی- و در جوامع امروزی-  عشق و محبت را از جملة اهداف ازدواج و تشکیل خانواده می¬دانند. در اینجا به ذکر برخی از اهداف و انگیزه¬های ازدواج می¬پردازیم.
1- خودکفایی و استقلال: دختر و پسر قبل از ازدواج جزء خانوادة پدری و تابع آنان محسوب می¬شوند. آنان طبعاً خواهان استقلال هستند، ولی فعلاً از این حق طبیعی محرومند. محصول کسب و کارشان غالباً صرف خانواده می¬شود که خود آنها نیز از آن بهره¬مندند. در تصمیم¬گیری¬ها استقلال ندارند و ناچارند از قوانین و ضوابطی که به وسیله پدر و مادر در خانواده اعمال می¬شود پیروی کنند. لیکن با ازدواج زندگی دختر و پسر دگرگون می¬شود و شکل جدیدی به خود می¬گیرد و استقلال می یابد. بعد از ازدواج شخصیت انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعی می¬شود.
2- ایجاد کانون آسایش و آرامش برای زن و مرد: نیاز به آرامش که ریشه در سرشت آدمی می¬دارد بر اساس تعالیم مکتب اسلام یکی از مهم¬ترین و شاید اولین انگیزة ازدواج محسوب می¬گردد. ازدواج در حقیقت کانونی تشکیل می¬دهد که در آن زن و مرد احساس آرامش کنند.
3- تأمین نیازهای جنسی: انسان دارای مجموعه¬ای از نیازها و غرایز است که عدم ارضاء یا ارضای ناقص هر کدام از این غرایز موجب تزلزل در شخصیت فرد می¬گردد. یکی از نیرومندترین غرایز انسان غریزه جنسی است که با ازدواج، این نیاز تأمین گشته و مسیر طبیعی خود را می¬یابد. اسلام، عمل جنسی را در جای خود نه تنها منفور نمی¬داند بلکه یک سنت و عبادت می¬شمارد.
4- تولید و بقای نسل: از دیگر نتایج مهمی مطرح در ازدواج، تولید مثل و بقای نسل است. به بیان دیگر، تولد انسان¬هایی که نیازمند تربیت و پرورش صحیح هستند از اهداف اساسی ازدواج محسوب می¬شود. وجود فرزندان، باعث گرمی، پویایی و صفای کانون خانواده  و انگیزه¬ای برای دوام زندگی و احتمالاً کاهش درگیری¬های زن و شوهر است.
5- تکامل روحی و معنوی: یکی دیگر از انگیزه¬های ازدواج کمک به رشد و تکامل زن و مرد است. زیرا مجموعة گرم و صمیمی و فضای پرمودت و محبت خانواده، فرصتی برای تبادل اندیشه¬ها، رشد اجتماعی، فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی زن و شوهر و دیگر اعضای خانواده فراهم می¬کند. زن و مرد در زندگی مشترک و خانوادگی، از تشویق¬ها، حمایت¬ها، رهنمودها و کمک¬های یکدیگر بهره¬مند می¬گردند و در برخورد با مسایل و مشکلات زندگی، از تعاون و همکاری¬های یکدیگر یاری می¬طلبند. به همین دلیل، برخورداری از وجود همسری مؤمن و شایسته، یکی از بزرگترین نعمت¬های الهی است که برای دنیا و آخرت انسان سودمند خواهد بود.
6- سلامت و امنیت اجتماعی: بدون تردید، یکی از انگیزه¬های مهم ازدواج، تأمین سلامت جسم و روان زن و مرد از طریق ارضای نیازهای جسمانی و روانی است. نیاز به آرامش خاطر، نیاز به معاشرت، نیاز به گفتن درد دل برای غمخوار، نیاز به تشویق و تمجید، نیاز به مقبولیت و مورد توجه واقع شدن، نیاز به محبت و... اگر به درستی و به موقع ارضاء نشوند و از جاده اعتدال خارج گردند، نابسامانی¬ها و زیان¬های فراوانی را در زندگی فردی و اجتماعی پدید می¬آورند.
7- دوستی، محبت و عشق: انسان در هر سن و مرحله¬ای از زندگی خود به محبت احتیاج دارد و علاقمند است که دیگران او را دوست بدارند و مورد مهر و محبت آنان قرار گیرد. یکی از راه¬های مهم و مؤثر برای ابراز مهر و محبت و برقراری دوستی بین زن و مرد، ازدواج است.
8- اجرای احکام الهی و نیل به ثواب: از نظر اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده آن¬چنان در وجود انسان تأثیر می¬گذارد و شخصیت او را رشد می¬دهد که اعمال و عبادت¬هایش نزد خداوند و فرشتگان بسیار ارزشمندتر است. همان انگیزه‌هایی که برای ازدواج در جوانان وجود دارد به نحوی دیگر می‌شود به عنوان انگیزه‌های جامعه برای گسترش فرهنگ ازدواج بیان نمود:
1.پاسخی منطقی به طبیعی‌ترین نیاز جسمی اعضای جامعه
2.  ایجاد آرامش در پیکر اصلی جامعه
3. میدان تجربه برای نسل جوان در جامعه‌ای کوچک
5. با به کمال رسیدن نسل جوان جامعه به کمال می‌رسد
6. از انحطاط روح معنوی جامعه جلوگیری می¬کند
7. آینده جامعه با نسل سالم تضمین می‌شود و ازدواج تضمین¬کننده این آینده است.

اهداف و انگیزه¬های کاذب:
در مورد ازدواج برخی از انگیزه¬های نادرست ممکن است وجود داشته باشد که در اینجا به آنها اشاره می¬شود:
1- گرایش به ارضای زودگذر غرایز: برخی از جوانان، به ازدواج از دریچة هدف¬های کوتاه مدت آن – نظیر برآوردن خواهش¬های درونی – می¬نگرند و هدف¬های درازمدت آن را مورد غفلت قرار می¬دهند.
2- ابزاری برای پیشرفت مادی : قرائنی وجود دارد که برخی از مردان جوان، دخترانی را به همسری برمی¬گزینند که از خانواده¬های مرفه و متمکن باشند تا به تصور خودشان از ازدواج به عنوان پلکانی برای ترقی مادی استفاده کنند.
3- پیمودن راهی اجباری: رویکرد جوانان به ازدواج، باید رویکردی انتخابی، آگاهانه و ارادی باشد و هرگونه احساس اجبار و تحمیل در این امر، بر پیامدهای آن نظیر مسئولیت¬پذیری تأثیر منفی دارد.
4- عشق و علاقة زیاد به جای احساس مسئولیت: احساس عشق و علاقه زیاد به همسر، که در آغاز همسرگزینی برای جوانان حاصل می¬شود، می¬تواند از شرایط لازم برای ازدواج موفق تلقی گردد. احساس علاقه و عشق به همسر، لازم است ولی کافی نیست. این لزوم با مسئولیت¬پذیری آگاهانه کامل می¬شود.
5- پذیرش این عقیده که هر چیزی به تجربه کردنش می¬ارزد: برخی از جوانان، به ازدواج به مثابه پدیده¬ای تکرارپذیر، سطحی و اتفاقی می¬نگرند. در حالی که ازدواج مهم¬ترین انتخاب است که یک عمر بلکه در نسل¬های بعد پیامدها و مسایل ناشی از آن، استمرار و تداوم خواهد داشت.
6- احساس ترحم به جای احساس مهر و محبت: از ویژگی¬های زندگی مشترک، پیوندهای مهر و محبت و عاطفة متقابلی است که میان زن و شوهر ایجاد شده و باگذشت زمان شکوفا می¬شود. برخی از جوانان مهر و محبت را با احساس ترحم اشتباه می¬کنند و به خاطر مشاهده برخی از نقص¬ها و کمبودها در فرد مورد نظر – مانند وجود بیماری، نقص عضو یا فقدان والدین – با او ازدواج
می¬کنند.
باید توجه داشت که ازدواج با فردی که به دلایلی، از وجود عارضه یا نقصی رنج می¬برد یک اقدام قابل ستایش است و این در صورتی است که آگاهانه، سنجیده و با درک تمامی مسئولیت¬ها بر اساس مهر و عاطفة سالم انجام بگیرد. در مواردی که صرفاً احساس ترحم عامل ازدواج باشد، احتمال آن¬که تغییرات خلقی و روحی در فرد به وجود آید و از تصمیم خویش پشیمان شده و دچار تزلزل گردد، وجود خواهد داشت و در صورتی که تزلزل در ارکان شخصیتی فرد، منجر به جدایی نیز نشود، حاصل آن زندگی نا¬مطلوبی خواهد بود.

ملاک¬ها و معیارهای ازدواج: 
هر اندازه دختر و پسر از نظر ویژگی¬های گوناگون نزدیک¬تر باشند. ترکیب آن دو در زندگی زناشویی استوارتر و عمیق¬تر خواهد بود. این مجموعه ویژگی¬ها در منابع اسلامی با عنوان "کفویت" عنوان شده است که در ابعاد گوناگونی چون سن، وضعیت روانی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و تحصیلی قابل بررسی است. مطالعات متعدد به عوامل زیر به عنوان ملاک¬های ازدواج که دختر و پسر می باید در نظر بگیرند تأکید می¬ورزد.
- شباهت¬های روانی                       - تفاهم در زمینه¬های مختلف،‌ علایق و...
- سن             - تحصیلات
- اصالت خانوادگی            - وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده
- ایمان و دینداری            - زمینه¬های فرهنگی
بدون شک علاوه بر شرایط و ملاک¬های فوق عوامل دیگری چون وجود شرایط و امکانات ضروری جهت تأمین معاش و نیازهای اقتصادی خانواده (مانند شغل و درآمد مرد و حداقل امکان تأمین مسکن و حداقل هزینة برگزاری مراسم ازدواج و...) ضروری است.

تأخیر در ازدواج و پیامد منفی آن
1- پیدایش یاس و ناامیدی: یکی از تبعات منفی تحقق نیافتن ازدواج جوانان، بروز یأس و ناامیدی در زندگی و در پی آن افسردگی در میان آن‌ها است.
2- بروز خلأ عاطفی و احساس تنهایی: امروزه آثار و تبلیغات عدم تحقق ازدواج به دلیل زندگی ماشینی بیش از گذشته شده است زیرا افزایش اشتغالات روزمره فرصتی برای برقراری ارتباط با دیگران باقی نمی‌گذارد به طوری که به رغم هم‌زیستی میلیون‌ها انسان، ارتباط عاطفی چندان عمیقی میان آنان وجود ندارد. این امر موجب می‌شود که افراد برای رهایی از احساس تنهایی و تألمات زندگی به دنبال پناهی در کانون خانوادگی خویش باشند تا از این رهگذر زمینه مناسبی برای تبادل احساس و عاطفه به وجود آورند در چنین شرایطی، طبیعی است که محرومیت از ازدواج، موجب تهدید جدی سلامت عاطفی افراد بویژه دختران و پسران (که طبع حساس و عواطف سرشاری دارند) می‌گردد.
3- گسترش فساد و فحشا: پاسخگویی به غرایز جنسی (که یکی از طبیعی‌ترین نیازهای انسان است) از طریق مشروع، در سایه ازدواج و تشکیل خانواده میسر می‌گردد. طبیعی است که اگر راه وصول به این طریق، مسدود باشد یا امکان دستیابی به آن با مشکلات عدیده‌ای مواجه گردد، بهره‌گیری از راه‌های غیر مشروع برای اطفای این غریزه گستردش می‌یابد.

موانع ازدواج و علل تأخیر آن
هر جوانی طبعاً به ازدواج و تشکیل خانواده علاقه دارد. همچنین غریزۀ جنسی نیز او را دعوت به ازدواج می¬کند. او باید هر چه زودتر به نیاز طبیعی خود پاسخ مناسب داده و تشکیل خانواده بدهد. لیکن در واقعیت چنین نیست و قسمتی از ازدواج¬ها به تأخیر می¬افتد. آنچه باعث این تأخیر می¬شود، مشکلات و موانعی است که در این راه وجود دارند. بعضی از  آنها را در اینجا اشاره می¬کنیم:

عوامل اجتماعى ـ اقتصادى مؤثر بر تأخیر ازدواج
1- مشکلات اقتصادی و تشریفات و رسوم غلط: مهم¬ترین مسایلی که غالباً آنها را به عنوان موانعی بزرگ برای ازدواج مطرح می¬کنند عبارتند از فقر و مشکلات اقتصادی، بالا بودن هزینه¬های عقد و ازدواج، بالا بودن مهریه، عدم توانایی تهیه جهیزیه، تورم، تشریفات، پیرایه¬ها وآداب و رسوم غلط.
هر جوانی طبعاً میل دارد ازدواج کند و زندگی خود را سامان دهد. غریزۀ جنسی هم او را بدین امر هدایت می¬کند. اما برخی از جوانان برخلاف میل باطنی، از ازدواج به موقع خوداری می¬کنند و این¬گونه مطرح می¬کنند که توان پرداخت مخارج عقد و عروسی و تهیة مسکن و اسباب و لوازم زندگی را ندارند و نمی¬توانند مخارج آینده زندگی را تأمین و آبرومندانه زندگی کنند و بهترین روزهای جوانی را در حال تجرد به سر می¬برند و هنگامی ازدواج می¬کنند که اشتیاق دوران جوانی کاسته شده و برخی تا پایان عمر از این نعمت بزرگ محروم می-شوند و مجرد زندگی می¬کنند.
2- ادامه تحصیل: عامل دیگری که موجب تأخیر ازدواج می¬شود ادامة تحصیلات است. اغلب پسران و دختران علاقه دارند تحصیلات خودشان را در صورت امکان تا مقطع لیسانس و بالاتر ادامه دهند. از طرف دیگر، ازدواج را با درس خواندن ناسازگار می¬دانند زیرا ازدواج مسئولیت¬آفرین است و شخص را مقید می¬سازد. والدین نیز همین عقیده را دارند و غالباً حاضر نیستند دربارة ازدواج فرزندان محصلشان اقدام کنند. پسران و دختران بر خلاف میل طبیعی، خویشتن را ملزم می¬کنند که ازدواج را تا پایان دوره تحصیلات- به ویژه در شهرهای بزرگ- به تأخیر بیندازند. با این¬که تحت فشارهای نیروی غریزة جنسی قرار می¬گیرند اما ناچارند آن را سرکوب کنند چون ادامة تحصیلات را برای آیندة خویش ضروری و سرنوشت¬ساز می¬دانند و هر آنچه را که مانع ادامه تحصیل محسوب شود از پیش راه بر می¬دارند. اما غریزه جنسی به هر حال یک واقعیت است و نمی¬توان آن را نادیده گرفت.
3- مشکل مسکن: یکی از موانع ازدواج نداشتن مسکن است. تهیة مسکن برای جوانان بسیار دشوار است و به همین دلیل، ازدواج¬ها از سن مناسب به تأخیر می افتد.  مشکل نداشتن مسکن اگرچه اساسی است اما نباید سد راه ازدواج شود، زیرا اولاً بسیاری از افراد، پس از ازدواج این مشکل را حل کرده و صاحب مسکن می¬شوند. حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) نیز هنگام ازدواج، خانه نداشتند و اتاقی را از یکی از مسلمانان عاریه کردند. ثانیاً روی هم رفته، وقتی عوارض و مشکلات بی¬همسری را با مشکل مسکن مقایسه می¬کنیم، می¬بینیم که پیامدهای منفی مشکل مسکن، بسیار کمتر از عوارض و مشکلات ترک ازدواج است. ثالثاً مشکل مسکن باید با همت و کار و کاردانی، بر اساس روحیه استقلال طلبی، تعاون و همکاری دولت و ملت حل گردد.  ازدواج یک عامل محرک برای ایجاد حس استقلال طلبی و روحیة کاردانی است و می¬تواند در جوان نیرویی پدید آورد که او با سرپنجه تدبیر و همت، مشکل مسکن را حل کند. اکنون طرح¬هایی از جمله مسکن مهر امید به خانه¬دار شدن بسیار زیاد کمک کرده است.
4- عدم همراهی پدر و مادر و بهانه¬جویی¬های آنان: بعضی از پدران و مادران، بسیار پرتوقع و مشکل¬پسندند. یکی دیگر از مشکلاتی که در تحقق ازدواج یا ادامه آن خلل وارد می¬کند و گاهی آن را با بن¬بست روبرو می¬کند، عدم همراهی پدر و مادر یا دخالت سایر بستگان است. بسیاری هستند که محرومیت آنها از نعمت ازدواج، معلول مخالفت و بهانه¬گیری برخی از بستگان است. آنها به جای اینکه با پادرمیانی و نظارت، گره¬ها را بگشایند، به بهانه¬های واهی و دخالت¬های مستقیم گره‌های بیشتری در کار می¬اندازند. گروه دیگری از والدین، نسبت به ازدواج فرزندانشان واکنش نشان نمی¬دهند. آنان کوچک¬ترین توجهی به نیاز جنسی فرزندان خود نمی¬کنند و نیازمندی آنان به زناشویی را نادیده می¬گیرند.
5- مشکل¬پسندی: یکی دیگر از دلایل تأخیر ازدواج در برخی افراد، مشکل¬پسندی آنهاست. به همین دلیل برخی از جوانان در ازدواج بیش از حد سختگیری می¬کنند و همین سختگیری افراطی باعث می¬شود که سن آنها از سن معمول ازدواج بالاتر برود. بدیهی است هرچه سن بالاتر رود از یک طرف معیارهای انسان برای ازدواج تغییر می¬کند و بیشتر و سختگیرتر می¬شود و از سوی دیگر با افزایش سن ممکن است روز به روز از امتیازات مثبتی که فرد برای ازدواج دارد کاسته شود و در نتیجه عملاً ازدواج کردن دشوار گردد. این مسأله، به ویژه در مورد دختران صادق است. البته این مشکل¬پسندی فقط از ناحیه دختر و پسر نیست بلکه از طرف خانواده و بستگان طرفین نیز اعمال می-گردد. آنچه پایدار است و باعث نشاط، شادابی و خوشبختی در زندگی زناشویی می¬گردد، تفاهم، صداقت، وفاداری، احساس مسئولیت، ایثار، گذشت، شکیبایی و... است.
6- آزادی¬های غلط "حمایت¬های افراطی" و گریز از مسئولیت: یکی دیگر از دلایل ازدواج نکردن برخی جوانان و بالا رفتن سن ازدواج آنها این است که فکر می¬کنند ازدواج نوعی محدودیت است و با ازدواج کردن، آزادی¬های خود را از دست می¬دهند. این گروه از این طریق از پذیرش مسئولیت شانه خالی می¬کنند. بعضی از خانواده¬ها، تمام شرایط لازم را برای این افراد اعم از خوراک، پوشاک، حمایت مالی و... فراهم می¬کنند و از این طریق، به تشدید باور آنها کمک می¬کنند و شرایطی را برای آنها تأمین می¬کنند که علاقه و انگیزه¬ای برای ازدواج باقی نمی¬ماند و تصور نمی¬کنند که ازدواج نوعی رفاه، آرامش و آسایش به همراه دارد. این گروه از جوانان لازم است بدانند که ازدواج صحیح باعث رشد و تکامل انسان می¬شود و بی قیدی و بی هدفی باعث شکست و تباهی انسان می¬گردد. ازدواج، انسان را از سرگردانی و بی¬پناهی و تنهایی نجات می¬دهد و غریزة جنسی را به طور طبیعی ارضاء می¬کند. ازدواج، انسان را از خطر پوچی در زندگی حفظ می¬کند. در این میان تربیت فرزندان به نحوی که آنان مسئولیت¬پذیر باشند از اهمیت زیادی برخوردار است.
7- روابط نامشروع: گسترش فساد و انحرافات جنسی و روابط نامشروع نیز از جمله عوامل ازدواج نکردن برخی از افراد، به ویژه پسران به شمار می¬رود. بدون تردید، یکی از عوامل مهمی که انسان را به سوی ازدواج سوق می¬دهد، میل و نیاز جنسی است. زمانی که افراد به راحتی بتوانند با جنس مخالف ارتباط برقرار کرده و نیاز جنسی خود را به طور غیرمشروع و غیرقانونی برآورده سازند، دیگر چه نیازی به ازدواج دارند؟
8- مشکل در انتخاب همسر: یکی از موانع و مشکلاتی که بر سر راه ازدواج جوانان وجود دارد مشکل انتخاب همسر است. یعنی دختر و پسر معیار مشخصی برای ازدواج ندارند و نمی¬دانند که همسر آینده آنها باید چه صفات و خصوصیاتی داشته باشد ¬و یا کانال¬ها و سامانه-های معرفی گزینه در دسترس آنان نمی¬باشد.


منبع:تسنیم

| نویسنده : سعید ذاکری و مهدی خدایاری

نظرات ()
بازدیـد : مرتـبهتاریخ : پنجشنبه 29 مرداد 1394 | ساعت : 02:55 ب.ظ ادامه »»

آخرین مطالب ارسالی

امتحان کلاس فعالیت های فرهنگی
برکات ازدواج
ازدواج از دیدگاه روایات معصومین
تعریف واهمیت ازدواج
حقیقت ازدواج از دید گاه اسلام
جلسه توجیهی اعضا تشکل دانشجویی ازدواج
چرا ازدواجهای عاشقانه به طلاق می رسد؟
ازدواج تان را مانند آب خوردن آسان کنید
20 حقیقت ازدواج که باید بدانید
جشن افتاحیه گروه دانشجویی ازدواج 19 مهر 1394
آنچه قبل از ازدواج باید بدانید
شصت نكته شیرین درباره ی ازدواج
سالروز ازدواج حضرت علی (علیه السلام ) و فاطمه زهرا (سلام ا...)
۷ راز کلیدی ازدواج‌های موفق
تشریع جامع طرح تاسیس گروه دانشجویی ازدواج

لوگو سایت






خبرنامه






امکانات


نویسندگان


نظر سنجی

نظر شما در رابطه با برگزاری ماهانه مراسم عقد یک یا چند زوج در پردیس های فرهنگیان استان همدان چیست؟




آمار وب


صفحات جانبی

چت روم


ابر برچسب ها
توجیهی جلسه امتحان اعضا تشکل راز تعریف چرا ازدواج های عاشقانه به طلاق می رسد؟ ازدواج گروه

ابزار پرش به بالا