تبلیغات
گروه دانشجویی ازدواج پردیس شهید مقصودی همدان - معیارهای انتخاب همسر

منوی اصلی

منو سایت
موضوعات

آرشیو مطالب

آذر 1394
آبان 1394
مهر 1394
شهریور 1394
مرداد 1394
تیر 1394
خرداد 1394
اردیبهشت 1394

لینکستان

اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " گروه دانشجویی ازدواج پردیس شهید مقصودی همدان - معیارهای انتخاب همسر " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.



تصاویر

  • درس‌های زندگی زناشویی حضرت علی (ع) و فاطمه (س)
  • بایدها و نبایدهای ازدواج در آیین اسلام
اسلاید 11 اسلاید 22

معیارهای انتخاب همسر

                           

 

اوضاع و احوال انتخاب همسر در جامعه ما چگونه است؟

پاسخ – اوضاع و احوال انتخاب همسر در کشور ما اوضاع چندان خوبی ندارد. از دو زاویه این بحث را مطرح می کنیم:1- اگر به آمار طلاق نگاهی کنیم درمی یابیم که آمار طلاق اوضاع خوبی ندارد، نگران کننده و هشدار دهنده است. روند افزایشی آمار طلاق معنادار است. در سال 1375 به ازای هر صد ازدواج درجامعه، 8/7 طلاق ثبت می شد. ولی در سال 1391 به ازای هر صد ازدواج در جامعه ،1/18 طلاق ثبت شده یعنی بیش از دو برابر. این آمار نگران کننده است. چرا نرخ رشد طلاق این قدر بالا رفته است ؟ باید در این مورد فکر کرد. ما در مورد عوامل افزایش طلاق و تبعات طلاق بحث های زیادی کرده ایم. طلاق مثل بمبی است که تبعات آن فقط دامن زن و شوهر را نمی گیرد.

                                      

                                 ادامه مطالب در ادامه مطلب...

 میزان تخریب طلاق خیلی بالاست و می توان گفت که هر یک طلاق جامعه ( خانواده ،اطرافیان و دوستان) را تحت الشعاع خودش قرار می دهد. چرا طلاق ؟ یکی از دلایل طلاق انتخاب نادرست است. 1/14 درصد طلاق ها در سال 1391، به سالگرد ازدواج نرسیده یعنی زن و شوهر زیر یکسال از هم جدا شده اند. معنای این آمار این است که فرد انتخاب درستی نکرده است که قبل از یکسال از همسرش جدا می شود. 9/25 درصد طلاق ها زیر دوسال ، 1/35 درصد طلاق ها زیر سه سال و 43 درصد طلاق ها زیر چهار سال بوده است. یعنی نزدیک به نصف طلاق ها به چهارمین سالگرد ازدواج نرسیده است. وقتی ما نوع انتخاب ها و آمار طلاق را بررسی می کنیم به این نتیجه می رسیم که بسیاری از اینها ریشه درانتخاب نادرست دارد. چون جوانان مهارت انتخاب همسر را نمی دانند فکر می کنند که در یک فضای مجازی یا در پارک یا دانشگاه به درد هم می خورند ولی وقتی وارد زندگی می شوند، متوجه می شوند که اختلافات زیادی دارند. زندگی اختلافات را به آنها نشان داده ،تعامل و ارتباط آنها در فضای دوستی و دانشجویی، به اندازه ای نبوده است که تصمیمات آنها به یکدیگر گره بخورد. و روحیات متفاوت شان برای آنها مشکل ایجاد کند. ولی وقتی آنها زیر یک سقف زندگی می کنند متوجه می شوند که چقدر باهم اختلاف دارند. متاسفانه ندانستن مهارت های انتخاب همسر و انتخاب نادرست باعث شده بجای اینکه شناخت ها قبل از ازدواج محقق بشود، به بعد از ازدواج موکول شود. یعنی کسی که زحمت نشان دادن تفاوت های زن و شوهر را نشان می دهد، ازدواج است. 

آیا این جمله درست است که ازدواج یک هندوانه ی دربسته است؟ آیا مهارت ها یی برای انتخاب ازدواج وجود دارد ؟ 

توجه به مهارت های انتخاب همسر نشان می دهد که این کار شدنی است و می توان به شرط هم بُرد ولی اگر کسی بخواهد در ازدواج ضمانت صددرصد بدهد باید علم غیب داشته باشد. پس می توان به یک شناخت حداکثری رسید .
اگر مهارت های انتخاب همسر را هم بدانیم .ولی تا زمانی که ما مهارت های لازم برای خوب زندگی کردن را نداشته باشیم ، آیا ازدواج خوبی خواهیم داشت ؟
پاسخ – ما هم در انتخاب درست و هم زندگی درست، مشکل داریم که نتیجه ی آن می شود آمار بالای طلاق. موضوع ازدواج ،موضوع مخصوص مجردها نیست حتی کسانی که ازدواج کرده اند در اطرافشان کسانی را دارند مثل خواهر یا دختر و پسر که می خواهند ازدواج کنند. اگر ما با این زاویه به بحث ازدواج نگاه کنیم، ازدواج یک بحث ملی می شود. 
چه نکاتی در مورد انتخاب همسر مهم است ؟

پاسخ – اولین نکته انتخاب خویش است. یکی از مواردی که مورد غفلت واقع می شود این است که ما در انتخاب همسر دنبال کسی هستیم که نیمه ی دیگر و مکمل و همراه ما در زندگی باشد. تا زمانی که راه ما مشخص نیست چطور می توانیم همراه مان را انتخاب کنیم؟ وقتی اهداف زندگی ما که باید افق زندگی را روشن کند ،مشخص نیست ما چطور می توانیم فردی را انتخاب کنیم که هم افق ما در زندگی باشد؟ به همین دلیل قبل از اینکه یک جوان  به دنبال انتخاب همسر برود ،باید خودش را انتخاب کند یعنی تکلیفش را با هدف ها، دغدغه ها و حساسیت های زندگی اش مشخص کند .تکلیفش را با چیزهایی که به او احساس خوشبختی یا بدبختی می دهد یا احساس موفقیت یا شکست می دهد مشخص کند و بعد به سراغ فردی برود که او هم همان طور به زندگی نگاه می کند. یعنی کفو و همتای روحی و اخلاقی او. 
وقتی ما هدف مان را انتخاب کردیم باید به دنبال معیارها و ملاک هایی باشیم که باید در همسر آینده مان وجود داشته باشد. پس نکته ی دوم در انتخاب همسر، گزینش معیارها متناسب با انتخاب خویش است. گاهی اوقات خیلی از جوانان شخصی را انتخاب می کنند( انتخاب احساسی.یعنی شخص در دلش جا گرفته) بعد می خواهند ببیند که همسر آینده ی آنها چه ملاک ها و معیارهایی باید داشته باشد. وقتی ما شخص را انتخاب می کنیم و بعد می خواهیم معیارها را انتخاب کنیم، ناخواسته ملاک ها و معیارهای ما از صفات و ویژگی های آن فردی می شود که ما انتخاب کرده ایم. اسم این کار ملاک و انتخاب نیست. ملاک یک سنگ محک است برای سنجش مقابل ولی وقتی ما طرف مقابل را انتخاب کرده باشیم دیگر معیار و ملاک ها فایده ای ندارد زیرا ملاک ها و معیارها می شود ویژگی طرف مقابل. پس ما قبل از اینکه شخصی را بعنوان همسر آینده تعیین کنیم باید شخصیتی را در ذهن مان با ملاک ها و معیارها تصویر کنیم ، ویژگی هایی که متناسب با انتخاب خویش است یعنی اگر ما خویشتنی را انتخاب کردیم که هدف های مشخصی دارد ،ملاک های ما در مورد انتخاب همسر آینده باید همان هدف ها و حساسیت هایی باشد که انتخاب کرده ایم. 


 در مورد معیارهای انتخاب همسر توضیحاتی بفرمایید.
پاسخ – اولین مهارت انتخاب همسر ،انتخاب خویش است. یعنی غدغه ها و هدف مان را انتخاب کنیم تا کسی را انتخاب کنیم که در مسیر رسیدن به اهداف همراه ما باشد . مهارت دوم این است که متناسب با اهدافی که در زندگی داریم معیارهایی را انتخاب کنیم بدون در نظر گرفتن شخص خاصی ،تا با این معیارها شخصیت آینده ی همسرمان را تضمین کنیم. معیار سوم این است که در این انتخاب عقل فرمانده ما باشد نه احساس. 
معیار چهارم ِزمانی است که خواستگاری بصورت رسمی انجام گرفته و می خواهیم همدیگر را بشناسیم. اولین مرحله در شناخت گفتگوی خواستگاری است. این رسم خوبی است ولی در گذشته این رسم آنقدرها باب نبوده که دختر و پسر با هم صحبت کنند و حرفهای همدیگر را بشنوند ولی امروزه این رسم در تمام قسمت های کشور وجود دارد. این رسم یک جنبه ی منفی هم دارد. معمولا در مشاوره های بعد از ازدواج وقتی با جوانان صحبت می کنیم و در مورد گفتگوهای خواستگاری سوال می کنیم متوجه می شویم که از این رسم بخوبی استفاه نکرده اند. بعضی ها در عرض ده دقیقه جواب مثبت یا منفی را به خانواده شان می دهند. در عرض این ده دقیقه احساس می کنند که به دل همدیگر نشسته اند و به درد همدیگر می خورند .معمولا با ده دقیقه نمی توان فردی را شناخت. 

کارشناس برنامه فرمودند : احتمال کمی وجود دارد افرادی که با دوستی قبلی با هم ازدواج می کنند خوشبخت شوند. من خودم با شوهرم رابطه داشتم ولی بعد از ازدواج مشکلی نداشتم و افراد دیگری را هم مثل خودم می شناسم. البته مشکلات جزئی وجود دارد . من هفت سال است که دارم با شوهرم زندگی می کنم  و رابطه ی قبل از ازدواجم، هیچ مشکلی برایم بوجود نیاورده است.
پاسخ – ما نمی گوییم که نتیجه ی صددرصد این عشق ها شکست است. بعضی از کسانی که قبل از ازدواج با هم ارتباط داشتند ،الان مشکلی ندارند. این یک واقعیت است و نمی توان آنرا انکار کرد. حالا اگر این خانم در این نوع انتخاب موفق شده و در زندگی مشکلی ندارد، این دلیل می شود که ما این نوع انتخاب را تجویز کنیم؟ یعنی چون شما موفق شدید همه ی کسانی که ارتباط دوستی برقرار کنند موفق می شوند؟ آیا می شود از موفقیت شما یک قاعده ساخت؟ اگر شما می خواستید به جوانان توصیه کنید، حتما می گفتید که اول با هم ارتباط قبل از ازدواج داشته باشند و بعد ازدواج کنند؟ مثلا درسال 92، حدود هجده هزار نفر تلفات رانندگی داشته ایم که چهارهزار و پانصد نفر آنها موتور سوار بوده اند. حدود نصف موتور سوارها، اگر کلاه ایمنی داشتند از دنیا نمی رفتند. حالا اگر ما به همه بگوییم که از کلاه ایمنی استفاده کنید، آیا می شود فردی بگوید: من این را قبول ندارم زیرا من پانزده سال است که موتور سوراری می کنم و از کلاه ایمنی هم استفاده نمی کنم و تاکنون هیچ اتفاقی هم برایم نیفتاده است؟ 
اگر هزار نفر از کلاه ایمنی استفاده نکردند و تصادف هم نکردند، چه کسی می پذیرد که ما نباید توصیه به کلاه ایمنی بکنیم؟ پس ما حرف این خانم را نمی پذیریم زیرا این مسیر پرخطری است. اگر شما در این مسیر به مشکل برنخورید باید علت را بفهمید. انتخاب هایی که با مقدمه ی دوستی انجام می گیرد، یک مسیر پرخطر است. علت این است: دو نفری که با هم ارتباط برقرار می کنند دختر و پسر هستند و نسبت به یکدیگر گرایش دارند ،در سنین جوانی هستند و جوان مخزن غرایز است .این گرایش احساسی و غریزی به طرف مقابل، در یک محاسبه ی عقلی نشان می دهد که نتیجه اش تعلقات احساسی و عاطفی به یکدیگر است یعنی در بیشتر موارد این دو به یکدیگر وابسته می شوند و وقتی هم که وابسته می شوند یا شناختی ایجاد نمی شود یا اگر شناختی ایجاد شود به آن اعتماد نمی شود. من از کسانی که با هم دوست بوده اند و الان ازدواج کرده ام سوال می کنم که چند تا از این دوستی ها به ازدواج منتهی می شود؟ بعضی از دخترها با چند نفر ارتباط برقرار کرده اند ولی به ازدواج منتهی نشده و هر بار سعی کرده اند که محبت طرف را از دلشان بیرون کنند .الان که می خواهند ازدواج کنند دل شان چرکین است زیرا محبت طرف را فراموش نکرده اند و نمی توانند به خودشان اجازه بدهند که با فردی دیگری ازدواج کنند درحالیکه محبت و علاقه ی فرد دیگری در دل شان وجود دارد. چند تا از این دوستی ها که به ازدواج منتهی شده، تداوم داشته و آنها در زندگی موفق هستند ؟ چرا شما در زندگی موفق شده اید؟ چون شما با هم دوست شدید و ازدواج کرده اید در زندگی موفق هستید؟ ارتباط قبل از ازدواج شما تا چه اندازه ارتباط احساسی بوده است ؟ قبل از برقراری ارتباط چقدر از روحیات و عقاید هم شناخت داشتید؟ این روحیات و عقاید چقدر به یکدیگر نزدیک بود؟ این ارتباط شما چقدر پیش رفت؟ قبل از ازدواج چه مدتی با هم دوست بودید؟ در مدیریت احساسات چقدر خودتان را توانمند می دانید؟ پاسخ به این سوال ها، موفقیت ایشان را تحلیل می کند. ما توصیه نمی کنیم که شما احساسات تان را مدیریت کنید و به دنبال دوستی قبل از ازدواج بروید. اگر مسیر پرخطر،جایگزین دارد ،نباید به این مسیر رفت. 
ممکن است که موتورسواری بدون کلاه ایمنی تابحال تصادف نکرده یا در اثر تصادف اتفاقی برایش نیفتاده ولی این موتور سوار با چه سرعتی حرکت می کرده ؟ در اتوبان بوده یا درکوچه؟ در تصادف چطور به زمین خورده آیا سرش به چمن خورده یا به جدول جاده؟ اگر برای این موتورسوار اتفاقی نیفتاده بخاطر وجود یکسری مولفه هایی است که این مولفه ها قابل توصیه نیستند. مثلا نمی توانیم بگوییم که سرتان را به جدول بزنید یا به زمین خاکی .ما نمی توانیم اینها را پیش بینی کنیم. خیلی ها وقتی وارد این مسیر پرخطر شده اند علاقه و وابستگی به سراغ آنها آمده که کنترل آن راحت نبوده است.



یکی از علل راست نگفتن در تحقیق خواستگاری، ترس از عواقب راست گفتن است. در این مورد توضیحاتی بفرمایید.
پاسخ – وقتی فرد برای تحقیق نزد همسایه می رود از او چیزی می خواهد و همسایه به او اعتماد می کند و احساس مسئولیت هم می کند. این سه اتفاق خیلی مهم است. وقتی ازدواجی سر نمی گیرد طرفی که تحقیق انجام داده تمام حرف های شنیده شده را در اختیار طرف خواستگار می گذارد .نتیجه ی این کار بهم خوردن رابطه ی آنهاست. مردم نگران این فرایند هستند. کسانی که این کار زشت را انجام می دهند بدانند: 1- شما ابراز نیاز کردید و آنها به ابراز نیاز شما پاسخ دادند ولی شما خیانت کردید. حضرت امیر می فرماید : خیانت نکن به کسی که تو را مورد امین خودش قرار داده حتی اگر او به تو خیانت کرده باشد. یعنی نباید به خائن هم خیانت کرد. 2- این کار شما باعث تبلیغ می شود که کسی در تحقیق حرف راست را نزند زیرا برایش دردسر تولید می شود. 3- وقتی مردم دیگر حرف راست را نمی گویند، این کار باعث تصمیم ازدواج های نادرست می شود. حالا کسانی که می گویند ما یک بار راست گفتیم و برای مان دردسر ایجاد شد بدانند که اگر شما حسینیه ای برای کار خیر بسازید، عده ای به آنجا بیایند ولی پشت سر شما حرف بزنند، شما از مسجد ساختن پشیمان می شوید یا از این افراد ناراحت می شوید؟ خانواده نهال محبوب خداست. شما حرف راست را بگویید و با خدا معامله کنید. شما تر و خشک را با هم نسوزانید. نگذارید که سنت راست گفتن از بین برود. وقتی شما به فردی که تحقیق می کند اطلاعاتی می دهید ،به او بگویید: اینها را بعنوان امانت پیش خودتان نگه دارید.    
عده ای از خواستگاران هستند که وقتی عیب هایشان آشکار می شود به سمت دعوا کردن می روند . شما باید بپذیرید که هرچه را که بر خود می پسندید بر دیگران هم بپسندید. وقتی شما به تحقیق می روید دوست دارید که به شما راست بگویند یا دروغ؟ 
اگر عیبی که در شما وجود دارد به فرد تحقیق کننده گفته شد دو حالت دارد: یا شما این عیب را گفته اید که شما صادق هستید یا این عیب را نگفته اید که در این صورت شما باید از همسایه تان تشکر کنید که عیب شما را گفته تا طرف با چشم باز شما را انتخاب کند. اگر عیبی که از شما گفته شده برای طرف مهم نبود ،ازدواج شکل می گیرد اما اگر مهم بود و ازدواج انجام نگرفت حتما از همسایه تان تشکر کنید که اجازه نداد یک ازدواج سست انجام بگیرد. فردی که صادق است و از دورویی بدش می آید ترسی ندارد. ولی ما عادت کرده ایم که راستی ها را پنهان کنیم که از اینجا مشکلات شروع می شود.

من یک دختر پانزده سال هستم که عاشق پسری شده ام .من چطور باید بر احساساتم غلبه کنم .حدود هشت ماه است که با این پسر رابطه ی تلفنی دارم. 
پاسخ- بسیاری از جوانان می دانند که این رابطه ها اشتباه است و امکان ازدواج وجود ندارد . در مورد راه مقابله با این دوستی ها باید گفت که برای قطع این وابستگی، باید ارتباط قطع شود. بعضی ها فکر می کنند که در حین ارتباط می توانند این دلبستگی را قطع کنند. ولی این طور نیست. و بیشتر مواقع این شکست های عشقی ، به دختر خانمها لطمه می زند. البته آقا پسرها هم در این رابطه ها لطمه می بییند ولی روح خانم ها چون لطیف تر است لطمه ی بیشتری می بینند. خداوند به ما دستور داده که مراقب رابطه ها و نگاه های مان باشیم. بعضی اوقات بگو و بخندها مقدمات این ارتباطات می شود. راه  دیگر بیرون ریختن وسایلی است که از طرف مقابل پیش شماست. راه دیگر بیرون کردن محبت فرد است که با برقراری محبت با افراد خانواده می توانید این کار را انجام دهید. برقرار کردن رابطه با خدا و ائمه هم خیلی موثر است. 
انسان وقتی وارد دوران بلوغ می شود احساس نیاز به جنس مخالف در او زنده می شود. و دیر یا زود زمینه ی وابستگی فراهم می شود. مسئله ی اول این است که سن ازدواج در جامعه ی ما بالا رفته است .در گذشته سن بلوغ با سن ازدواج تناسب داشت ولی الان این طورنیست. یعنی سن بلوغ دخترخانم پانزده سالگی است ولی سن ازدواج 24 سالگی است. باید در جامعه سن ازدواج پایین بیاید. تنها مشکل ازدواج فقط وام ازدواج نیست. مسائل دیگری هم وجود دارد تا سن ازدواج پایین بیاید. دخترها و پسرها باید تا زمانی که زمینه ی ازدواج شان فراهم بشود خویشتن داری و مراقبت شان را بیشتر کنند. البته مراقبت و خویشتن داری در این دوره خیلی سخت تر از بیست سال پیش است. لازمه ی این کار این است که بنیه ی معنویات و ارتباط با خدا را قوی کنید .قبل از سحر از خواب بیدار شوید و از خداوند کمک بخواهید.  

پسر من عاشق دختری شده است که چهار سال از خودش بزرگتر است .آیا این ازدواج درست است؟
پاسخ – در این مورد بین کارشناسان ما اختلاف وجود دارد. بعضی می گویند که خوب است و بعضی می گویند: اینکار به طلاق می انجامد. قاعده ی اصلی در ازدواج کفویت است. یعنی دوطرف از نظر روحی، اخلاقی، اعتقادی و نوع نگاه به زندگی همسو باشند. حتی دین هم کفویت را قاعده ی اصلی می داند. در ضمن سن رشد و سن فکر  از سن شناسنامه ای مهمتر است. گاهی فردی بیست سال دارد ولی به اندازه ی یک فرد بیست وپنج ساله درک و پختگی دارد، هم می فهمد و هم مدیریت دارد. گاهی فردی سی سال دارد ولی هنوز بچه است و به اندازه ی یک فرد نوزده سال نمی فهمد. حساس شدن روی سن شناسنامه ای و غفلت از سن رشدعقلی، در این مسئله موثر است. مسئله ی بعدی توجه به مقطع سنی است. هر چه سن بالاتر می رود تفاوت سنی خودش را کمتر نشان می دهد هم در ظاهر و هم در رفتار. تفاوت بین یک پیرمرد هشتاد ساله و یک پیرمرد هشتاد و چهار ساله خیلی زیاد نیست حتی در رفتار آنها. اما یک بچه ی یک ساله با یک بچه ی پنج ساله تفاوت زیادی دارد و این تفاوت کاملا مشهود است. 
گاهی یک دختر خانم سی و چهار ساله می خواهد با یک آقا پسر سی ساله ازدواج کند ولی گاهی یک دختر خانم بیست ساله می خواهد با یک پسر شانزده ساله ازدواج کند، که ما برای این ازدواج  یک علاوت خطر می گذاریم. 
در مورد کفویت باید گفت که تشخیص کفویت را به تنهایی به عهده نگیرید و حتما با یک کارشناس متعهد متخصص در این زمینه صحبت کنید. البته این حرف های ما مجوزی برای ازدواج کردن آقا پسرها با دختر خانم هایی که از نظر سنی بالاتر از آنها هستند نیست. 
ما به این ازدواج توصیه نمی کنیم ولی اگر یک کارشناس متعهد متخصص تشخیص کفویت داد مخصوصا اینکه دختر و پسر در سن بالا باشند می توانند ازدواج موفقی داشته باشند. اگر این ازدواج بخاطر محبت و کشش قبل از ازدواج باشد، ما آژیر خطر را به صدا در می آوریم.

خلاصه مختصری در مورد معیارهای انتخاب همسر بفرمایید.
پاسخ – انتخاب همسر نیازمند به مهارت هایی است :1- مشخص کردن راه و هدف در زندگی تا راه انتخاب نشود انتخاب همراه معنایی ندارد. 2- انتخاب معیارها با توجه به اهدافی که در زندگی انتخاب کرده ایم. 3- در مسیر انتخاب باید عقل حاکم باشد. پس باید انتخاب عاقلانه داشته باشیم البته احساس مهم است ولی احساسی که عقل فرمانده ی آن باشد. 4- گفتگوی قاعده مند خواستگاری 5- تحقیق قاعده مند که مکمل خوبی برای گفتگوی خواستگاری است. 6- مشاوره 7- تضرع و توسل به خدا.
در مرحله ی انتخاب همسر سخت گیری بد نیست البته سخت گیری به این معنا که من حساس باشم و کسی را پیدا کنم که مثل من زندگی کند و دغدغه هایش همسو با دغدغه های من باشد. زیرا شما می خواهید با او زندگی کنید. الان یک جوان برای خرید تلفن همراه چند روز وقت می گذارد و وسواس به خرج می دهد. نتیجه ی اشتباه ما در خرید یک تلفن همراه، نهایت ضرر مادی است. زندگی شوخی نیست و انسان باید یک همسر تا آخر عمر انتخاب کند. پس این حرف منطقی است که بگوییم: برای انتخاب همراه در زندگی ابتدا باید راه انتخاب شود. اگر ما راه خودمان را ندانیم چطور می توانیم یک همراه برای خودمان انتخاب کنیم ؟ من یکی از مدافعان پایین آوردن سن ازدواج هستم ولی معتقدم که انسان باید به هنگام ازدواج کند نه زود هنگام. به هنگام ازدواج کردن یعنی رسیدن به اندازه ای از رشدها .یکی از اصلی ترین رشدها برای ازدواج این است که انسان بداند در زندگی چکاره است و می خواهد کجا برود. اگر در زندگی راه زن و شوهر یکی نباشد زندگی به مسابقه ی طناب کشی تبدیل می شود و هر کس طناب را به طرف هدف خودش می کشد و نتیجه این می شود که یا طناب پاره می شود یا یکی آنرا به طرف خودش می کشد. 


در شهر ما خواستگاری به معنای قبول ازدواج است یعنی اگر یک پسری از دختری خواستگاری کرد ،نمی تواند به او جواب رد بدهد. این باعث شده که ارتباط دختر و پسر بصورت غیر رسمی زیاد شود. با خانواده ها صحبت کنید که از این رسم خطرناک دست بردارند.
پاسخ – ما گاهی از رسم و رسوم هایی که وجود دارد تعجب می کنیم. ولی باید بپذیرم که این رسم و رسوم ها وجود دارد. در اینجا پسر فکر می کند که وقتی به خواستگاری برود باید با آن دختر ازدواج کند درحالیکه هیچ شناختی از او ندارد. البته شناخت کلی از خانواده اش دارد ولی آنرا کافی نمی داند و می خواهد درمورد ملاک ها و معیارهایش با دختر صحبت کند. نتیجه این می شود که با دختر در فضای غیررسمی صحبت می کند.     
دراین شهرها که چنین رسمی دارند بیشتر بافت سنتی دارند و پدر و مادرها نمی خواهند که دختر و پسرهایشان در فضای رفاقت تصمیم به هم ازدواج بگیرند. ولی عملاً این اتفاق می افتد.
پس چرا آنها این رسم را قبول دارند با اینکه تبعاتی دارد؟ دلیل اصلی رسم آباء و اجدادی است. یعنی می گویند که پدرها و مادرهای ما هم این جوری ازدواج کرده اند. آیا هر رسم وعقیده ی اجدادی قابل پذیرش است و ما نباید آنرا با منطق و دین مان بسنجیم و ببینیم که این به نفع ماست یا به ضرر ماست ؟ یکی از مشکلات انبیاء با مردم زمان خودشان همین بوده است. در قرآن داریم :وقتی به آنها می گویند که به سمت حرف خدا و رسول خدا بروید ،آنها می گویند: ما به همان چیزی که پدران مان به ما گفته اند، اعتقاد داریم و این برای ما کافی است. چرا می گویید :نیاکان و پدران ما، شاید نیاکان شما هدایت شده نبوده اند. 
پدر و مادرها بدانند که رسم و رسوم نیاکانی ،به هر قیمتی قابل احترام نیست.من مخالف این هستم که به اسم سنتی و قدیمی بودن آداب گذشته را کنار بزنیم. ولی این بدان معنان نیست که هر چیزی که سنتی و قدیمی است و نیاکان ما به آن پایبند بودند، ما هم به آن پایبند باشیم. ما خدا و دین داریم، آیه ،روایت و اهل بیت داریم. آنها راه را برای ما مشخص کرده اند. شما ببینید عقیده ای که وجود دارد به نفع پسر و دختر است یا به ضرر آنهاست. پس ما باید رسم و رسوم را با دین مان بسنجیم. این رسم شهر شما به ضرر پسرهاست زیرا همین که پسر به خواستگاری می رود، باید بله بگوید. در این رسم دخترها قبل از پسرها ضرر می کنند زیرا دختر انتخاب شونده است و پسر انتخاب کننده. پسر می تواند قبل از خواستگاری دختر را از دور رصد کند .ولی دختر تا پسری به خواستگاری بیاید، باید بله را بگوید .نتیجه ی این کار این است که این دو نفری که با هم ازدواج می کنند یا با هم سازش دارند و زندگی خوبی دارند یا اینکه بعد از شناخت در ازدواج با هم سازگار نیستند و همتای روحی و خلقی همدیگر نیستند و تلاش می کنند که باهم بسازند ولی ممکن است که آنها نتوانند با هم بسازند که نتیجه اش یا طلاق عاطفی است یا طلاق رسمی .پس این رسمی است که انتهایش به طلاق می رسد. دین ما می گوید که اگر ما زندگی را محکمتر شروع بکنیم بهتر است. برای استحکام زندگی، ما نیاز به شناخت بیشتر از طرف مقابل داریم. اگر ما عاقلانه و متدینانه به این رسم نگاه کنیم می توانیم این رسم را کنار بگذاریم و رسمی را بگذاریم که خدا و اولیاء خدا می پسندند. 
در مباحث ازدواج گفتیم که بخاطر پیچیدگی ازدواج در جوامع شهری و در کلان شهرهای ما به سادگی گذشته نیست. حتی در یک خانواده ، روحیه ها با هم تفاوت زیادی دارد. منتها ما باید ببینیم که درهمان دوره و فضا که این کار رسم شده، آیا این کار درست بوده است یعنی وقتی پسری به خواستگاری دختری می رفته حتما باید جواب بله را می داده که ُبنظر می آید همین رسم هم در آن زمان درست نبوده است البته ممکن است که آسیب هایش کمتر بوده است. اما امروزه علاوه بر اینکه این رسم درست نیست بخاطر پیچیدگی ازدواج در شهرها ،ریسک این نوع ازدواج ها بشدت بالاست. و خطر زیادی دارد. کسانی که با این رسم و رسوم موافق هستند می توانند دلایل وعقاید خودشان را به ما گویند. 


منظور شما از انتخاب راه چیست؟ همه ازدواج می کنند که تشکیل خانواده بدهند.
پاسخ- اگر به مفهوم تشکیل خانواده دقت کنید که دو نفرمی خواهند باهم زندگی کنند، آینده را بسازند و دنیا و آخرت شان را با هم تقسیم کنند،به این نتیجه می رسیم که همراه ما باید در راه، با ما شریک باشد یعنی هدفش همان هدف ما در زندگی باشد و دغدغه هاش همان دغدغه های ما باشد. حساسیت های او در زندگی همان حساسیت های ما در زندگی باشد. چیزی به او احساس خوشبختی بدهد که به ما احساس خوشبختی می دهد. آن چیزی به او احساس بدبختی بدهد که وقتی برای ما رخ داد احساس بدبختی می کنیم. اگر این اتفاق نیفتاد ما نمی توانیم خانواده تشکیل بدهیم. مثلا ما می خواهیم به کوه برویم .اگر بطوراتفاقی فردی را پیدا کنیم و با او به کوه برویم،شاید در ابتدای راه بساط خوردن به راه بیندازد و بگوید که می خواهیم خوش باشیم .ولی ممکن است که نفر اول بگوید که من می خواهم قله را فتح کنم نه اینکه خوش باشم. پس در راه دامنه تا قله ی کوه ما باید کسی را انتخاب کنیم که هدفش با ما یکی باشد. زندگی که جای خودش را دارد.

پدر و مادرها چه نقشی در ازدواج آسان تر و بهتر جوانان دارند؟

پاسخ- یکی از موانع ازدواج تربیت نادرست است. بیشترین سرمایه ای که پدر و مادر می تواند در اختیار فرزندش بگذارد، تربیت صحیح است. بعضی ها فکر می کنند همین که پدر و مادر زمینه ی درس خواندن فرزندان را فراهم کنند و آنها نمرات خوب داشته باشند و در دانشگاه قبول شوند، بهترین خدمتی است که والدین می توانند در حق فرزندان انجام دهند. اگر فرزندی بهترین مدرک تحصیلی را بگیرد ولی تربیت صحیح نداشته باشد، این موضوع خیلی زود در ازدواج، خودش را نشان می دهد. در آنجاست که پدر و مادرها آرزو می کنند که ای کاش فرزندان شان را طوری تربیت می کردند که در زندگی مشترک دچار مشکل نمی شدند.   
گاهی اوقات پدر و مادرها در نوع گزاره های تصویری که در معرض دید فرزندان شان قرار می دهند، طوری برخورد می کنند که فرزند بد تربیت می شود. مثلا مادری برای دیدن جهیزیه عروس به میهمانی می رود و برمی گردد. وقتی فرزندان در مورد جهیزیه می پرسند، می گوید که بد نبود. انشاء الله خوشبخت شوند. بعد می گوید که من نمی دانم چرا مردم  پول هایشان را نگه داشته اند و خرج نمی کنند. هیچ سلیقه ای برای خریدن جهیزیه بکار نبرده بودند و ... یعنی پشت سر جهیزیه دختر صحبت می کند. مفهوم این حرکت این است: دخترم جهیزیه خیلی مهم است. به اندازه ای که می توان بخاطر آن پشت سر مردم حرف زد و در مورد جهیزیه دیگران اظهار نظر کرد. پیام گزارش مادر این است. مثلا عروسی رفته و برگشته اند و می گویند: غذا سرد بود یا ماشین عروس زیبا نبود یا .... مفهوم این حرف ها این است که مراسم عروسی خیلی مهم است. 
وقتی زمان ازدواج فرزندان آنها فرا می رسد، مادر جهیزیه ای که کم کم آماده کرده نشان می دهد، ولی دختر می گوید که اینها دیگر مد روز نیست و رنگ هایشان با هم سِت نیست. این نوع برخورد دختر حاصل تربیت خود مادر است. 
مثلاً می خواهند برای پسرشان مراسم عروسی بگیرند. او به سالن و مراسم و گل و... ایراد می گیرد. وقتی شما در مورد تمام جزئیات عروسی دیگران با فرزندتان صحبت می کنید، یعنی اینها مهم هستند و خوشبختی و بدبختی به این مسائل بستگی دارد. 
گاهی اوقات مادرها می گویند: ما که نفهیمدیم ماشین عروس و گل عروس یعنی چه؟ آنها با این حرف به فرزندشان می گویند که خوشبختی به این مسائل گره خورده است. ما نباید طوری تصویر سازی کنیم که اگر مسیر ازدواج فرزندمان ساده بود، فکر کنند که از خوشبختی فاصله گرفته اند. این یک دیداست. ما باید اظهارنظر کردن را از زندگی مان دور کنیم و آنرا به فرزندمان یاد ندهیم. حتی الان در مورد غذای عزا یا جشن هم اظهار نظر می کنند. چرا وقتی به ما هدیه ای می دهند یا ما را میهمان می کنند، این طوری اظهار نظر می کنیم؟ بهتر است که بگوییم: جهیزیه را دیدم. شکرخدا خوشبختی یا بدبختی انسان ها به جهیزیه نیست. انشاء الله که خوشبخت شوند. مثلا وقتی به عروسی می رویم بگوییم: خیلی زحمت کشیده بودند، دست شان درد نکند. اگر فرزند شما می گوید که مرغ شان نپخته بود؛ شما بگویید که این  حرف بد است، آنها زحمت کشیده بودند، شاید فقط غذای تو این طور بوده است. این تربیت از یک زاویه است. 
دید دوم این است که ما باید فرزندان مان را طوری تربیت کنیم که وقتی به سن ازدواج می رسند، برای زندگی آماده باشند. مادرها برای اینکه دخترخانم ها درس شان را خوب بخوانند، اجازه نمی دهند که در کارهای خانه مشارکت کنند یا در کارهای خواهر یا برادر کوچکتر دخالت کند. گاهی دختر خانمی به سن 23 سالگی می رسد، ولی چیز از زندگی مشترک نمی داند. طبق تقسیم طبیعی و تقسیمی که پیامبر برای دخترشان انجام دادند، مدیریت خانه با خانم است. خانم لطف می کند و این مدیریت را می پذیرد. گاهی دختر نوع برخورد با همسر را نمی داند. آقا پسر 24 ساله هنوز نمی تواند روی پای خودش بایستد. ما به اسم محبت، جلوی رشد آنها را می گیریم. رشد کردن فقط درس خواندن نیست. خیلی از بزرگان دانشگاه می گویند که ما در دوره ی دبیرستان کار می کردیم یا حتی دست فروشی می کردیم. 
پرفسور حسابی، دوست علامه جعفری بود. پرفسورحسابی پدر علم فیزیک ایران، در زندگی سختی های زیادی کشیده بود. بیشتر توفیقاتی که ایشان کسب کرده بخاطر سختی های است که ایشان کشیده بود. کتاب استاد عشق که در مورد زندگی نامهِ پرفسور حسابی است برای فرزندان تان بخوانید. ساخته شدن با سختی، رفیق قدیمی هستند. کسانی که سختی می کشند ساخته می شوند و کسانی که سختی نمی کشند و در رفاه بزرگ می شوند، افراد شکننده ای می شوند. از سن جوانی باید دختر و پسر وارد مهارت های زندگی شوند و روح شان برای زندگی مهیا شود.  
آیا منظور از ساخته شدن حتما کارگری کردن است یا منظور این است که در راستای استعدادشان کوشش کنند و سختی بکشند؟
پاسخ - همین که پدر و مادر فرزند را مقداری رها کنند تا فرزند به این فکر بیفتد که خودش باید کاری بکند، این کار ایجاد زمینه برای بروز خلاقیت هاست. می گویند: فقر و نیاز و احساس خطر، خلاقیت می آورد. وقتی شما احساس می کنید که باید کاری کنید، خلاقیت می آفرینید. هر چه احساس شما بیشتر باشد، خلاقیت شما بیشتر بروز می کند. ممکن است که ما نتوانیم چند قدم بدویم، ولی وقتی سگی دنبال ما بکند، خیلی بیشتر از چند قدم می دویم زیرا احساس خطر می کنیم. گاهی اوقات پدر و مادرها این قدر مواظب فرزندشان هستند که آنها احساس نمی کنند، باید کاری کنند. بچه زمانی راه رفتن را یاد می گیرد که پدر و مادر دست او را رها کنند.  



گردآوری توسط عرفان مرادی خانلر

| نویسنده : سعید ذاکری و مهدی خدایاری

نظرات ()
بازدیـد : مرتـبهتاریخ : سه شنبه 9 تیر 1394 | ساعت : 12:45 ق.ظ ادامه »»

آخرین مطالب ارسالی

امتحان کلاس فعالیت های فرهنگی
برکات ازدواج
ازدواج از دیدگاه روایات معصومین
تعریف واهمیت ازدواج
حقیقت ازدواج از دید گاه اسلام
جلسه توجیهی اعضا تشکل دانشجویی ازدواج
چرا ازدواجهای عاشقانه به طلاق می رسد؟
ازدواج تان را مانند آب خوردن آسان کنید
20 حقیقت ازدواج که باید بدانید
جشن افتاحیه گروه دانشجویی ازدواج 19 مهر 1394
آنچه قبل از ازدواج باید بدانید
شصت نكته شیرین درباره ی ازدواج
سالروز ازدواج حضرت علی (علیه السلام ) و فاطمه زهرا (سلام ا...)
۷ راز کلیدی ازدواج‌های موفق
تشریع جامع طرح تاسیس گروه دانشجویی ازدواج

لوگو سایت






خبرنامه






امکانات


نویسندگان


نظر سنجی

نظر شما در رابطه با برگزاری ماهانه مراسم عقد یک یا چند زوج در پردیس های فرهنگیان استان همدان چیست؟




آمار وب


صفحات جانبی

چت روم


ابر برچسب ها
تشکل اعضا ازدواج جلسه توجیهی گروه راز امتحان تعریف چرا ازدواج های عاشقانه به طلاق می رسد؟

ابزار پرش به بالا